تنها مانده در راه : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت

از پس شیشه عینک استاد

سرزنشوار به من مینگرد...

باز در دیده من میخواند که چه ها در دل من میگذرد.

میکند مطلب خود را آغاز:

بچه ها عشق گناه است گناه!

واگر بر دلی ناخواسته این لشکر عشق بتازد ناگاه

مبصر امروز چو اسمم را خواند....

بیخبر داد کشیدم حاضر!

رفقایم همگی خندیدند که جنون گشته به طفلک غالب

رفقایم که نمیدانستند

من اینجا ودلم جای دگر

فکر آنان در پی درس وکتاب فکر من در پی سودای دگر !!!!!!!

نویسنده : غریبه بازدید : 259 تاريخ : يکشنبه 21 مهر 1392 ساعت: 12:27
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :